عسل خوشگل ناز

زندگی عسل...

عسل سه ساله شد

عسل جونم سه ساله شد

دختر گل قشنگم این روزا حسابی شیطون و پر جنب و جوش شده...هر روز من و خاله اش رو میبره مهد:)

خودش هم میره استخر(دنیای وارونه)

****

عسل جون برامون قصه هم میگه ..آخر قصه هاش میگه قصه ما پسر رسید قلاغه به خونش نرسید

*****

امان از این بچه های عسل(عروسکاش)قرمزی...ارانی...بنگار .. صورتی ...مهسا...سوپولی ...مهدی ...دورا///عروسکای محبوبشن...هر روز براشون غذا درست میکنه و میبره مهدبچه هاشو..(عجب مامانی هست این عسل)

*****

عسل یه دوست خیالی هم داره که اسمش فاطمه هست:)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 20:4  توسط عسل  | 

کوتاه... کوتاه

۱*  از همه دوستانی که اومدن برام نظر گذاشتن ممنونم...

۲*حسابی بزرگ و شیطون شدنم...الان دیگه چند تا شعر با هم بلدم..

یه توپ دارم قلقلیه...

سوسن خانم...چشم عسلی

۳* چند تا شعر هم خودم سرودم...

عاشقتم...نگه نزن(گریه نزن)

شیلا نازه....

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 20:17  توسط عسل  | 

اولین شعر

عسل قشنگم امروز اولین شعری را که یاد گرفته برام خوند..

تاب تاب عباسی

خدا عسل نندازی

بندازی ..بابایی(اکه یه وقت بندازی ...بنداذ تو بغل بابایی)

..............

دختر قشنگم خیلی دوستت دارم.مامان

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم خرداد 1389ساعت 2:18  توسط عسل  | 

دعای عسل

از بس دایی امید وبلاگم را آپدیت نکرد ..به فکر افتادم...خودم دست به کار بشم....

جند وقت بیش حالم بد شد ..مامان بابا بردنم دکتر...دکترا گفتن یه جیز بزرکی مثل یه تخمک خیلی بزرگ تو سرم هست که باید عمل بشه...

مامان و بابام خیلی نگران هستن...

این روزا به همه میگن برام دعا کنن...حتی به خودم...منم میگم...الله دکتر نموم(تموم)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 1:6  توسط عسل  | 

تغییر وب سایت رایان

با عرض پوزش وب سایت رایان(پسر دایی عسل)تغییر یافت  رایان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 2:39  توسط عسل  | 

عکس عسل

اینم از عکس عسل که ماهها گیرش بودیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 2:32  توسط عسل  | 

مهم

توجه :

قابل توجه همگی وب سایت رایان (پسردایی عسل ) بدلیل آپدیت نکردن بسته شده وهیچ ارزشی دیگر ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 15:44  توسط عسل  | 

راه رفتن

سلام به همه ی کسای که داخل وب من نگاهی انداختن نظری دادن اومدم بگم که من دیگه مشکل راه رفتنی که بعد از چند ثانیه روی زمین بیافتم رو حل کردم والان دیگه می تونم مثل آدم بزرگا راه برم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 16:49  توسط عسل  | 

پوزش

با عرض پوزش از تمامی کسانی که بهشون قول داده بودیم که عکس عسل رو میذاریم . راستش عکس عسل آماده بود اما چون سایتی رو که همیشه از اون آپلود میکردیم فیلتر شده بود نتونستیم آپلود کنیم .ازشما دوستان عزیز تقاضا می شود که یک سایت آپلود عکس معتبر به ما معرفی کنید. با تشکر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 2:44  توسط عسل  | 

سلام میدونید چی شده؟! من هفت قدم بر داشتم .رکورد دو رو شکستم. و توی بغل بابام فرود اومدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 4:3  توسط عسل  |